ابراهيم عاملي ( موثق )

181

تفسير عاملي ( فارسي )

كه جشن باشد . « قَدْ بَدَتِ الْبَغْضاءُ » 118 ابو الفتوح نوشته : يعنى از بسيارى كه در دل دارند طاقت نمىدارند تا نهان دارند . و در كلام امير المؤمنين عليه السّلام آمد : هيچكس چيزى پنهان باز نكند الَّا بر كنارها و جوانب لسان او پديد آيد . ابو - موساى اشعرى از جانب عمر حكومتى داشت به او پيغام داد مردى ترسا مذهب در اينجا است كه محاسب و نويسنده ى خوبى است . اگر اجازه باشد او را استخدام كنم ، عمر جواب داد : مگر اين آيه را نخوانده اى : * ( ( لا تَتَّخِذُوا بِطانَةً ) * تا آخر ) . « أُولاءِ تُحِبُّونَهُمْ » 119 ابو الفتوح چند جهت براى دوستى مسلمين نسبت به آنها نقل كرده است : 1 - بواسطه ى خويشاوندى و پيمان و سوگند و همسايگى كه با آنها داريد دوستشان مىداريد ولى آنها كه جهود هستند چون بر خلاف دينشان هستيد شما را دوست ندارند . 2 - مسلمين از نظر محبّت و نوعدوستى آنها را دوست دارند چون به اسلام دعوت مىكنند ولى آنها كه مىخواهند مسلمين كافر باشند بر خلاف مصلحت است پس مسلمانان را دوست نمىدارند . 3 - ابو العاليه و مقاتل معنى كرده‌اند : مسلمين از سخن منافقين كه اظهار اسلام مىكنند خرسند مىشوند و آنها را دوست مىدارند ، ليكن آنها كه در دل منافق و كينه دار هستند مسلمانان را دوست ندارند . « تُؤْمِنُونَ بِالْكِتابِ كُلِّه » 118 فخر : معنى آن است كه : شما به همه ى كتابهاى آنها ايمان داريد با وجود اين با شما دشمنى مىكنند پس چرا شما با آنها دوست هستيد با اينكه آنها بكتاب شما ايمان ندارند ؟ و اين سرزنشى است كه آنها در عقيده ى باطل خود ثابتتر از شما هستند در عقيده ى درست و حقّ . « مُوتُوا بِغَيْظِكُمْ » 119 فخر : يعنى روز بروز قوت و شوكت مسلمين كه موجب غيظ شما است زيادتر شود تا غيظ شما زيادتر باشد و موجب مرگتان گردد . حسينى نوشته :